مرتضى مطهرى
55
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خويشتن را خوشبخت مىسازيم . امّا از طرف ديگر مىدانيم كه در جهان دو فيلسوف يافت نمىشوند كه در پيدا كردن اين راه ، وحدت نظر داشته باشند . خود سعادت كه غايت اصلى و نهايى است و در ابتدا مفهومى واضح و بديهى به نظر مىرسد ، يكى از ابهامآميزترين مفاهيم است . اينكه سعادت چيست و با چه چيزهايى محقّق مىشود ، شقاوت چيست و عوامل آن كدام است ، هنوز به صورت يك مجهول مطرح است و ناشناخته باقى مانده است . چرا ؟ چون هنوز كه هنوز است خود بشر و استعدادها و امكاناتش ناشناخته است . مگر ممكن است خود بشر ناشناخته بماند و سعادتش كه چيست و با چه چيزى ميسّر مىشود شناخته گردد ؟ ! بالاتر اينكه انسان موجودى اجتماعى است ، زندگى اجتماعى هزارها مسأله و مشكل برايش به وجود مىآورد كه بايد همهء آنها را حل كند و تكليفش را در مقابل همهء آنها روشن نمايد ، و چون موجودى است اجتماعى سعادتش ، آرمانهايش ، ملاكهاى خير و شرّش ، راه و روشش ، انتخاب وسيلهاش ، با سعادتها و آرمانها و ملاكهاى خير و شرها و راه و روشها و انتخاب وسيلههاى ديگران آميخته است ، نمىتواند راه خود را مستقلّ از ديگران برگزيند ، سعادت خود را بايد در شاهراهى جستجو كند كه جامعه را به سعادت و كمال برساند . و اگر مسألهء حيات ابدى و جاودانگى روح و تجربه نداشتن عقل نسبت به نشئهء ما بعد نشئهء دنيا را در نظر بگيريم ، مسأله بسى مشكلتر مىشود . اينجاست كه نياز به يك مكتب و ايدئولوژى ضرورت خود را مىنماياند ، يعنى نياز به يك تئورى كلّى ، يك طرح جامع و هماهنگ و منسجم كه هدف اصلى ، كمال انسان و تأمين سعادت همگانى است و در آن ، خطوط اصلى و روشها ، بايدها و نبايدها ، خوبها و بدها ، هدفها و وسيلهها ، نيازها و دردها و درمانها ، مسئوليّتها و تكليفها مشخّص شده باشد و منبع الهام تكليفها و مسئوليّتها براى همهء افراد بوده باشد . انسان از به دو پيدايش ، لااقل از دورهاى كه رشد و توسعهء زندگى اجتماعى منجر به يك سلسله اختلافات شده است ( 1 ) ، نيازمند به ايدئولوژى - و به اصطلاح قرآن
--> ( 1 ) . از مجموع آيات كريمهء قرآن استنباط مىشود كه اين اختلافات و اين نياز از زمان نوح نبى پيدا شده است . پيامبران پيشتر صاحب شريعت نبودهاند . رجوع شود به تفسير الميزان ، ذيل آيهء 213 از سورهء مباركهء بقره كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ . . . .